|
زندگی ایده آل تنظیم زاویه نگاه به زندگی
| ||
|
لا تنسوا الفضل بینکم (بقره، 237) «گذشت را هرگز در زندگی مشترک به فراموشی نسپارید»
قوّامیت (ریاست) مرد بر زن و محدوده آن از
عمدهترین موضوعاتی که در حقوق غیر مالی زن مطرح است، ریاست مرد و حدود و
اختیارات اوست. کسانی که در قلمرو باورهای اسلامی، به مطالعه جایگاه زن و
مرد در نظام خانواده و جامعه پرداخته و در نهایت به داوری روشن و صریحی
دست یافتهاند، یکی از مستندات ایشان یا آیاتی که ناگزیر بودهاند بدان
بپردازند آیه 34 سوره نساء است که میفرماید: «الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعض و بما انفقوا من اموالهم…»
اهمیت این موضوع بدین جهت است که تاریخ در همه جای جغرافیای انسانی خود
از دیر باز تاکنون، خاطرههای تلخی را از ستمورزی مردان به زنان یاد
دارد. همچنین جریان وضع و جعل روایات دروغین و اسرائیلی در نکوهش و کاستی
زن و نیز راهیابی برداشتهای نادرست از این آیه و آیههایی مانند آن به
منابع دینی ما واقعیتی انکار ناپذیر میباشد که همچون وصلهای بر دامن
پاک اسلام وارد شده است. از همین رو بررسی دقیق و مفاهیم این آیه در پرتو
آیات دیگر قرآن و سیاق پیرامون آن مبین حمایت اسلام از حقوق زن و برابری
او با مرد است. برداشتهای نادرست و بدفهمیها، زمینهساز اتهاماتی چون
مرد سالارانه بودن و عادلانه نبودن، بر اسلام و قرآن شده است، همچنین
گفته میشود که ناسازگاری قوامیت مرد بر زن و تجویز ضرب که در آیه به
صراحت آمده با برابری حقوق زن و مرد و کرامت انسانی زن ناسازگار میباشد.
در حالیکه با بررسی دقیق و همه جانبه که شامل محورهای چندی است،
میتوان دریافت که آنچه در آیه آمده نه تنها علیه حق و کرامت انسانی زن
نیست، بلکه در جهت پاسداشت و حمایت از حق وی است. اینجاست که ارزیابی
واژگان آیه و نیز مفاهیم مرتبط با فرهنگ قرآنی ضروری مینماید. باید
توجه داشت که سیستم بیانی قرآن ویژه خود قرآن است و چینش آیات از مبنای
خاصی تبعیت میکند و هر آیه با تمام آیات تعامل تبیین داشته به قرآن پژوه
کمک میکند تا جاذبههای سنتی ملی، قومی و فرآوردههای فکری هر زمان، او
را گرفتار تفسیر غیر منطقی و برخاسته از افکار خاص نکند. شاید بهمین دلیل
فخر رازی از این سخن خداوند
معنا و معیار قوامیت «قوّام»
صیغه مبالغه «قائم» است که هر گاه با حرف جر «علی» بکار رود بمعنای
مراقبت،دوام و ثبات بر کاری است یا ایستادن بر پایه چیزی و یا تکیه بر
چیزی که در این آیه معنای نخست اراده شده یعنی بسیار قیام کننده بر امور،
کارها و نیازهای زنان و خانواده (ابن منظور،بیتا، ج 11، ذیل واژه قوم)
تعبیراتی چون ولایت، حکومت، تسلط، سیطره، احاطه، چیرگی، تکیهگاه بودن
نیز در برخی نوشتهها کم و بیش به چشم میخورد، اما شاید دلیل چنین
برداشتهایی تعبیر «فضّل الله» باشد که در ادامه آمده ولی چنانکه بعداً
خواهد آمد هرگز سلطه و سلطنتی در معنای آن پذیرفته نیست، چنانکه فضل نیز
برتری و ارزش بیشتر مردان دلالت ندارد. بلکه قوام کسی است که قیام میکند
برای پذیرش مسؤولیت حمایت و گردانندگی و هدایت صحیح خانواده و اصول حاکم
بر خانواده. در قرآن نوع قوامیت را از هر گونه تعدی، ضیق، سلطهجویی و
رفعت طلبی منع میکند چنانچه در ذیل همین آیه میفرماید اگر زن وظایف خود
را به خوبی انجام داد «فلا تبغوا علیهن سبیلا» «حق هیچگونه ستم ندارید» خداوند بغی و تعدی را هرگز برای هیچ انسانی مجاز نمیداند. اگر
خداوند به تناسب کارکردو وظایفی که میان زنان و مردان در زندگی اجتماعی
تقسیم کرده است، آفرینش زن را ظریفتر و ساختار بدنی و روانی مردان را
معمولاً مقاومتر قرار داده و اگر در تنظیم روابط خانوادگی نوعی مدیریت را
به مردان واگذار نموده است، این همه، سخن و ملاک همه احکام نبوده و
نیست، بلکه خداوند، هم در نظام تکوین و هم در نظام تشریع اصولی بس
بنیادیتر از این تفاوتها برای گرایش دادن زندگی بشر به سوی تعادل و
عدالت قرار داده است که اگر آن اصول نادیده گرفته شود، هیچ تدبیر جدی
برای برقرار ساختن عدالت و پیشگیری از خشونتها و فزونطلبیها نمیتوان
اندیشید. ریاست خانواده مسؤولیتی
است که برای تثبیت و مصلحت خانواده به مرد داده شده است، نه آنکه حق و
امتیاز فردی برای شوهر باشد بطوری که او گمان کند اعضای خانواده تحت تکفل
او به منزله رعیتی هستند که ملزم به تمکین و تسلیم بیچون و چرای افکار و
اعمال اویند. یقیناً اینچنین نیست و کارهای مرد در خانه باید طبق موازین
شرع و قانون باشد که قانون کاملاً وظیفه زوجه را در استیفای حقوق و نفی
ظلم مداری روشن کرده است، از آن جمله قاعده «لا ضرر و لا ضرار فی
الاسلام». اصل 40 قانون اساسی نیز بر این مطلب تأکید کرده است:«هیچکس
نمیتواند اعمال خویش را وسیله اضرار به غیر یا تجاوز به منافع عمومی
قرار دهد.» پس اگر ریاست خانواده حق خصوصی مرد نیز میباشد، بر مبنای
این اصل، نباید آن را وسیله اضرار به زن و صدمه زدن به بنیان خانواده
قرار دهد (کاتوزیان، 1370، ج1، ص 227). حدود
و گستره ریاست مرد و قوامیت او در آیات قرآنی کاملاً روشن و مبین است و
همانگونه که در سایر ابواب فقه جمع ادله ضروری و برهانی است در اینجا هم
همان شیوه کاملاً متبع است و «قوامون علی النساء» مطلق نیست بلکه مقیدات و
مخصصاتی از قبیل «عاشروهن بالمعروف» (نساء،19) «فلا تبغوا علیهن سبیلا» (نساء، 34)،«کونوا قوامین بالقسط شهداء لله» (نساء، 125) و «لاتضاروهن لتضیقوا علیهن» (طلاق،6) و بسیاری از این قبیل آیات، مفسر و مبین شیوه قوامیت است. مضاف
بر آنکه در یک سیستم حقوقی – دینی، محور حق سالاری و حاکمیت حکم خدا بر
محور اصولی چون عدالت، تقوی و الفت است نه مرد سالاری یا زن سالاری.
ارزیابی تفضیل مرد بر زن واژه
«تفضیل» اجمال دارد و بر معانی چندی دلالت میکند که معنای مورد نظر را
باید از قرینه موجود در سیاق جمله به دست آورد. خداوند در سوره نحل آیه 71
میفرماید: «و الله فضل بعضکم علی بعض فی الرزق» «خداوند برخی از شما را بر برخی دیگر در رزق برتری بخشیده است»
خداوند در این آیه درباره برتری مردم بر یکدیگر سخن گفته اما این نوع
برتری، برتری در نعمت است نه در ارزش. در جایی دیگر خطاب به یهود
میفرماید: «فضلکم علی العالمین» (اعراف،140) و همچنین آیه «و آتاکم مالم یؤت احداً» (مائده ،20) «به شما چیزهایی داده شده که به دیگران داده نشده است.» در هر دو آیه بدلیل قرینه،خطاب مربوط به تفضیل در نعمت است و نه مربوط به ارزش. سیاق
آیات یاد شده علت قوامیت را در عامل معرفی میکند که عامل اول «بما فضل
الله بعضهم علی بعض» و عامل دوم «بما انفقوا» است. «فضل الله» همان
برتریهایی است که در نظام طبیعی به لحاظ توانایی و نیروی بدنی بیشتر
مردان و نیز فراغت از مشکلات و موانعی که مربوط به زنان است (از قبیل
دوران بارداری، شیردهی و…) مردان زمینه و فرصت مناسب و بیشتری در کسب در
آمد و ثروت نسبت به زنان دارند، به بیانی دیگر تعبیر «فضل الله» به معنای
تفضیل مرد در یک زمینه است و آن زمینه مدیریت زندگی خانوادگی بدلیل قرینه
انفاق و سلب چنین رسالت سنگینی از دوش زن یکی از حمایتهای اساسی اسلام
از زنان است تا او در ایفای نقش خویش با خاطری آسوده و بر حسب توانش اقدام
نماید.
دیدگاه اندیشمندان در قوامیت و ریاست استاد مطهری میفرماید:
در مرد حس تسلط بر زن وجود دارد و در زن حس تسلط بر مرد ولی اعجاز خلقت
این دو حس را طوری آفرید که نه تنها با یکدیگر تضاد و نزاع ندارند، بلکه
منجر به وحدت بیشتر میشود. دستگاه عجیب خلقت که هدفش یگانه شدن دو روح
است، این تدبیر را بکار برده که در مردحس تسلط بر زن را از طریق حاکمیت
بر ظاهر خانه و خانواده ارضا کند و در زن حس تسلط بر مرد را از طریق قلب.
مرد از راه قهرمانی میخواهد حاکم باشد و زن از طریق جمال و زیبایی
زنانه… این دو حس تسلط با یکدیگر تنازعی ندارند بلکه یکدیگر را تأیید
میکنند(مطهری، 1420، ص 168). این قضیهای است که از نظر روانشناسی
کوچکترین خدشه و خللی در آن نیست در واقع این نوع تقسیم وظایف خود نوعی
حمایت از حقوق، جایگاه و امنیت زن است تا او با آرامش به مسؤولیت خطیر
مادری و همسری اقدام نماید و همچنین با عواطف و احساسات گرم خویش موجب
دلگرمی، صفا و امنیت اعضای خانواده شود. علامه طباطبایی در این زمینه در ذیل آیه «هن لباس لکم و انتم لباس لهن» (بقره،187) میفرماید: زن و مرد بدلیل سودمندی و مصونیت بخشی دو سویه و همسان به لباسی میمانند که یکدیگر را پوشش میدهند (طباطبایی،
1363، ج 2، ص 44) در واقع این آیه به این مطلب اشاره دارد که در نظام
همسرداری، احترام متقابل و توجه به کرامت انسانی از سوی زوجین رعایت شود و
هر دو در جهت حفظ و حمایت یکدیگر بکوشند. بر
طبق احادیث و روایات مسؤولیت سنگین قوامیت اگر بصورت درست انجام پذیرد،
سعادت مرد را همراه میآورد، وگر نه مایه خسران او به حساب میآید چنانکه
امام صادقu میفرماید: من سعاده الرجل أن یکون القیم علی عیاله «قوامیت مرد بر خانواده نشانه سعادت اوست» (حر عاملی، 1403، ج 15 ص 251). در مقابل طبق روایتی پیامبرr فرمود: ملعون ملعون من یضیع من یعول «از رحمت خدا بدور است، از رحمت خدا بدور است، کسی که خانواده تحت سرپرستی خود را تباه کند» (همو، ج 2،ص 43) علامه جعفری درباره بحث مورد نظر تأکید دارند که قوام، قیم مصطلح
تاکید بر مشورت در خانواده حمایت از زوجه در
اسلام مشاوره بعنوان معیاری برای رشد، شناخت و گسترش بصیرت مورد تأکید
فراوان قرار گرفته است. همانطور که خداوند بعنوان اصلی کلی خطاب به پیامبر
میفرماید: «و شاورهم فی الامر» (آل عمران،159). در آیاتی از قرآن به مشورت میان زن و مرد در خانواده نیز اهمیت داده شده است: فان ارادا فصالاً عن تراض و تشاور فلا جناح علیهما… (بقره،233) « اگر پدر و مادر بخواهندبا رضایت و مسؤولیت یکدیگر فرزندشان را از شیر بازگیرند، مرتکب گناهی نشدهاند…» توجه به اصل قرآنی «تشاور»، که به عنوان اصلی در خانواده مطرح گردیده است،
مدیریت مشترک زن و شوهر را تبیین میکند. گرچه کارهای خانه بر اساس تقسیم
کار باید صورت گیرد، لیکن مدیریت کلی آن با رایزنی و همفکری مرد و زن
است. در آیه دیگری در این زمینه میفرماید: و اتمروا بینکم بالمعروف … (طلاق،60) «با یکدیگر به شایستگی و نیکی رایزنی و همدلی کنید.» برای جمله «اتمروا بینکم» سه معنا ذکر شده است: 1- پذیرش گفته و امر یکدیگر آنگاه که گفته و دستوری نیکو باشد. 2- هر یک با نیکویی دیگری را فرا خواند. 3- با هم مشاوره کنند. در مجمع البیان معنای چهارمی نیز ذکر شده است که: «کار تربیت و تغذیه فرزند را با همکاری و تدبیر و شایستگی به انجام برید که عواطف مادری از میان نرود…» (طبرسی،1408،
ج 109، ص 309) در هر چهار معنا، حد مشترکی وجود دارد و آن احترام به
شخصیت زن و رایزنی با او و احترام به نظر او در مسائل مربوط به خانواده و
فرزندان است؛ در واقع این آیات، تفکر غلط پدر سالاری یا مرد سالاری و
تحمیل یک رأی و نظر و اعمال سلیقه را نفی میکند و زن و شوهر را به همدلی
و هم رأیی ترغیب میکند. لذا در حقوق مدنی نیز ماده 1104 به این موضوع اشاره دارد که: «زوجین باید در تشبید مبانی خانواده و تربیت اولاد خود به یکدیگر معاضدت نمایند.» همانطور
که قبلا اشاره شد خدای سبحان با حکمت و تدبیر در عرصه انسانیت، بندگی،
عبادت و معنویت، زن و مرد را یکسان معرفی نمود و فرمود: ان اکرمکم عندالله اتقیکم (حجرات،13)،
اما در عرصه تقسیم وظایف، زن را کشتگاه نسل بشری قرار داد و بارداری،
زایمان، شیردهی و نگاهداری کودک را بر عهده وی نهاد. آنگاه از سر رحمت و
مهربانی او را از کسب و کار و انفاق و حمایت از خانواده معاف داشت و این
وظایف را به عهده مرد قرار داد. قرآن در این خصوص میفرماید: و علی المولودله رزقهن و کسوتهن بالمعروف لا تکلف نفس الا وسعها (بقره،233) «لباس و غذای مادر بر عهده کسی است که فرزند از آن اوست(پدر) و خدا هیچ انسانی را بیش از توان مسؤولیت نمیدهد». با مرور کلی بر نظام مالی خانواده و حمایتهای مکرر از حقوق مالی
زن در پرداخت مهریه و نفقه حتی اجرت شیر و قدردانی از سایر کارهای او
اینگونه بر میآید که اسلام مراقبت و حمایت پیوسته و دائمی را با نوع
تنظیم حقوق برای زنان مقرر داشته تا زن بتواند رسالت حفاظت از حریم ارزشها
در خانواده و انتقال آن به فرزندان را که بصورت طبیعی به عهده او نهاده
شده با رعایت تدابیر لازم و آگاهی از معارف بتواند وظایف خویش را محقق و
نسل خود را از مصونیت خاص با حفظ ارزشها در خویش برخوردار نماید. شایان
توجه است که حق نظارت و پاسداری از حریم خانواده تنها متوجه مرد نیست؛
بلکه زن نیز حق نگهبانی دارد هم در مورد مرد و هم در مورد سایر اعضای
خانواده؛ زیرا خداوند در سوره توبه، آیه 71 میفرماید: المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر… «مردان و زنان با ایمان بر یکدیگر ولایت دارند که یکدیگر را امر به معروف و نهی از منکر نمایند.» بر طبق این آیه زن حق دارد از انحراف شوهرش جلوگیری کند و در امر دینداری و اخلاق به او کمک نماید. آیا اذن خروج زوجه با حمایتهای غیر مالی او منافات ندارد؟ در
کتب فقهی و حقوقی خروج زن از منزل بدون اذن شوهر از تبعات ریاست مرد در
خانواده میباشد چنانکه گفته شده: «شوهر برای حفظ مصالح خانواده میتواند
معاشرتهای زن و رفت و آمدهای او را بازرسی کند و او را از رفتاری که
سلامت خانواده را تهدید میکند، بازدارد، ولی حق ندارد به دلخواه خود و
بدون اینکه دلیل موجهی داشته باشد، زن را از معاشرت با خویشان نزدیک خود
یا انجام فرایض مذهبی یا تکالیف اجتماعی بازدارد (کاتوزیان، 1370، ج 1،ص
229). خداوند تدارک کلیه نیازهای زن را به بهترین وجه ممکن در قالب
نفقه، مهریه و پشتوانههای مالی دیگر به عهده مرد گذاشته است، ولو اینکه
زن از دارایی فراوانی برخوردار باشد، و کار خارج از منزل را از وظایف
الزامی مردان به حساب آورده است لذا نبودن یکی از دو رکن خانواده در
خانه،حضور دیگری را هم بعنوان مدیر داخلی
در نقش مادر و همسر و هم به نیابت از همسر میطلبد تا این تعامل و
همکاری باعث بقا و حفظ کیان خانواده گردد. از سویی دیگر مرد حق ندارد بر
خلاف حکم خدا و خارج از اصل معروف به همسر خود تحکم کند و اعمال نظرهای
شخصی بر اساس اغراض نفسانی نماید و زن نیز ملزم به پذیرش این اوامر
نمیباشد. لذا آنجا که زن به رعایت حجاب، صلهرحم و احسان به والدین (که
هر کدام نص صریح قرآن است) و یا تکالیف اجتماعی ملکف شده است، مرد
نمیتواند در حکم خدا مداخله نماید. اینگونه رفتارها از مصادیق ایجاد ضرر
روحی و روانی بر زن است که با اصل «عاشروهن بالمعروف» ناسازگار میباشد و
خود عاملی برای ایجاد تشویش و اختلاف میان زن و شوهر میگردد. بنابراین
گستره ریاست مرد، در حدی نیست که بتواند تمام اختیارات زن و روابط او را
با نزدیکان خود و پدر و مادر و یا اعمال واجب دیگر را به گونهای تحت
نظارت خود در آورد که گویا برای زن در عرصه زندگی هیچگونه اختیاری وجود
ندارد؛ زیرا اسلام به مردان در خانواده حق حاکمیت بر پایه عدل و احسان
داده است نه حق تحکم و زورگویی. در
واقع اذن خروج از جهت هماهنگی در گردانندگی امور مشترک زندگی و بکارگیری
تدابیر لازم برای حضور یکی از ارکان خانواده بصورت منظم و حساب شده در
خانه است. حمایتهای اخلاقی در حفظ کرامت زن از
دیدگاه اسلام زن در خانواده نقش محوری و مهمی را بعهده دارد که نقش حیاتی
او در تربیت نسل، سامان بخشی به فکر و اعصاب افراد خانواده، بعنوان
کارگردانی توانمند که مبدأ تحولات در سرشت و سرنوشتها میباشد، واضح و
آشکار است. پس ایجاد کانونی گرم بر
پایه مودت و رحمت بدور از خشونت، غضب، تمایلات و خواستههای نفسانی، از
جانب مرد لازم میباشد. آنچه از سیره و روایات معصومان بدست میآید،
حاکی از آن است که هیچگاه در خانه و خانواده و به بهانههای مختلف
نمیتوان به خشونت متوسل شد و فضای زندگی را به جهنمی تبدیل کرد. سفارشهای
مکرر قرآن به مردان «عاشروهن بالمعروف» و سخنان معصومان بیانگر این است که زن همسر و شریک زندگی است نه زیر دست ذلیل. چنانکه پیامبر گرامی اسلام فرمود: «ما
اکرمهن الا کریم و ما اهانهن الا لئیم» «زنان را گرامی نمیدارند مگر
مردان کریم و به آنان اهانت نمیکنند مگر مردان لئیم و فرومایه.» سفارشهای قرآن در حفظ کرامت زن حتی در آیات طلاق هم مشهود است آنجا که میفرماید: «لا تمسکوهن ضراراً لتعتدوا و من یفعل ذلک فقد ظلم نفسه»
(بقره،231) اشاره به این مطلب دارد که: حتی زنی را هم که طلاق دادهاید
تا پایان عده با آنان خوشرفتاری نموده به آنان آزار نرسانید بلکه به
نیکی عمل کنید زیرا اذیت و آزار به آنان ظلم به حساب آمده مایه بدبختی
خودتان خواهد شد.» لذا در سیاق آیه «هن لباس لکم و انتم لباس لهن» (بقره،
187)همین معنا بوضوح مشهود است؛ همانگونه که لباس در بدن پوششی است که
عیبه و زشتیها را پوشانده باعث حفظ حیثیت انسان در بین مردم است، زن و
مرد هم برای یکدیگر پوششی هستند که از لحاظ معنوی و حیات انسانی از بروز
بسیاری از بدیها و زشتیها در جامعه جلوگیری کرده حیثیت، شرف، دین و
معنویت یکدیگر را حفظ مینمایند. این معنا در قرآن کریم با تعبیر لباس،
که مرد و زن لباس یکدیگرند و یکدیگر را از خطرات حفظ میکنند ، بیان شده
است. در این نوع زندگی زن همیشه خود را در پناه مردی نیرومند و مهربان
میداند و مرد نیز در همه شداید و گرفتاریها زن را مایه آرامش و سکون خود
میبیند. تاکید بر نفی خشونت بر زنان در قوانین اسلام در
عصر حاضر برخی منتقدان و غرضورزان مخالف دین با طرح مسأله خشونت علیه
زنان از سوی اسلام سعی کردهاند با بزرگ نمایی آن ادعا نامهای علیه اسلام
بسازند و اسفبارتر اینکه عدهای نیز در پی انحراف از روش فهم متن آیات
قرآن، بدانها استناد جسته روشهای نادرست و ناعادلانه را در مورد زن جایز
شمرده شخصیت زن را در خانواده و در محضر فرزندان پایمال میکنند بر
خلاف ادعای برخی از مغرضان مخالف دین که خشونت علیه زنان را منحصر به
کشورهای اسلامی میدانند، اعمال خشونت در زندگی میلیونها زن در سراسر
دنیا از طبقات مختلف اجتماعی با وضعیت اقتصادی و سطح تحصیلی متفاوت تأثیر
گذاشته است. هدف دشمنان اسلام از
طرح چنین مسائلی آن است که مسلمین را از درک عمیق مسائل اسلام بازدارند و
دین را محدود به عبادات نمایند، آنهم بصورت ظاهری و بیروح و یا ناقص و
ناکارآمد جلوه دادن احکام اسلامی در اداره امور زندگی، هویت فرهنگی را از
جامعه مسلمین سلب کنند و با طرح «نظم نوین جهانی» و «جهانی سازی فرهنگ» و
امثالهم بر توسعه سلطه و فرهنگ بیگانه بیفزایند. وضعیت خشونت بر زنان در جهان آمارهای زیر بر جهانی بودن خشونت بر زنان صحه میگذارد: 30 تا 50 در صد زنان آمریکایی، مورد آزار جسمی شوهرانشان قرار میگیرند. 15 تا 25 درصد زنان آمریکایی به هنگام بارداری نیز مورد ضرب و شتم قرار میگیرند. طبق گزارش اف بی آی در سال 1992 در آمریکا، از هر ده قربانی زن، سه نفر توسط شوهر یا دوست پسر خود کشته شده است. در بنگلادش بیش از 50 درصد قتلها ناشی از خشونت مردان است. در کلمبیا،بیش از 20 درصد زنان مورد آزار لفظی یا روانی شوهران خود قرار میگیرند. 62 درصد از مقتولان زن، در سال 1987 میلادی، در کانادا توسط شوهران خود کشته شدهاند.(رئیسی، 1380،ص 12) نفی خشونت از زنان در آیات و روایات در
تعالیم اسلامی همه اشکال خشونت بر همه انسانها ممنوع و رعایت حال افراد و
مدارا و سازش در روابط اجتماعی مورد تأکید فراوان قرار گرفته است. حتی
مراتب کمتر از خشونت یعنی هر گونه اعمال و رفتاری که باعث ناخشنودی دیگران
شود، در اسلام عملی
نگاهی به آیه نشوز زوجه در قرآن کریم شیوه
قانونگذاری در اسلام شیوه پیشگیرانه قبل از افتادن در مهلکه و گرداب
مشکلات است لذا با توصیه در روشهای اخلاقی و منشهای انسانی و نیز با
تعیین حقوق و وظایف متقابل در رعایت سکونت و اعتدال و آرامش خانواده، از
ایجاد نشوز پیشگیری میکند، با تعدیل در برقراری آرامش در زمان ظهور نشوز و
راهکارهای مناسب از وقوع شقاق جلوگیری به عمل میآورد و با قوانین
حکیمانه از انحلال خانواده و بروز طلاق جلوگیری میکند. اکنون این سؤال
پیش میآید که چرا در قرآن کریم زدن زن مطرح شده است. قرآن میفرماید: … و اللاتی تخافون نشوزهن فعظوهن و اهجروهن فی المضاجع و اضربوهن فان اطعنکم فلا تبتغوا علیهن سبیلا ان الله کان علیاً کبیراً» (نساء، 34) «…زنانی
را که از نافرمانی آنها بیمناکید باید نخست آنها را موعظه کنید و از
خوابگاه آنان دوری گزینید و آنان را بزنید، چنانچه اطاعت کردند دیگر حق
ستمی ندارید، همانا خداوند بلند مرتبه و بزرگ است…» چنانکه
ملاحظه میشود آیه سه راهکار برای موقعیت بیم داشتن شوهر از نشوز زن
ارائه میدهد و علاج واقعه را قبل از وقوع میکند، زیرا حالتهایی مانند
نشوز، پیش از تحقق، بهتر و آسانتر چاره میشود. چنانکه
ملاحظه میشود آیه سه راهکار برای موقعیت بیم داشتن شوهر از نشوز زن
ارائه میدهد و علاج واقعه را قبل از وقوع میکند، زیرا حالتهایی مانند
نشوز، پیش از تحقق، بهتر و آسانتر چاره میشود آیا نشوز اختصاص به زوجه دارد؟ «نشوز مرد» در آیه 128 سوره نساء به کار رفته است اگر چه متأسفانه نشوز مرد در جامعه کمتر مطرح شده است: و ان امرأه خافت من بعلها نشوزاً او اعراضاً باید
معنای حقیقی نشوز را بررسی کرد که از جانب مرد و از سوی زن مشترک است.
خاستگاه نشوز زن همانند خاستگاه نشوز مرد است؛ در حالیکه هیچیک از فقها
نگفتهاند نشوز مرد به خاطر پیروی نکردن از خواسته زن است، بلکه همه عقیده
دارند که نشوز مرد درباره زن با عدم رعایت حقوق وی که عبارت است از ترک
نفقه، ترک قسم، ترک مواقعه و سوء معاشرت تحقق پیدا میکند.
«و من شرائط الامامیه… الیقین… و اداء الامانه الی البر و الفاجر… و الاحسان الی النساء…» (مجلسی، 1403، ج 10، 405) «از ویژگیها و شرایط شیعه بودن یقین در دین باوری … امانتداری در قبال بدان و نیکان… و احسان و نیکی به زنان است.» آنان که مدعی تشیع و عقیده به مسائل شیعهاند، باید اینچنین باشند.
[ پنجشنبه 15 دی 1390 ] [ 11:38 ب.ظ ] [ جواد آذرپیوند ]
|
| |
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||