تبلیغات
زندگی ایده آل

زندگی ایده آل
تنظیم زاویه نگاه به زندگی
نویسندگان
نظر سنجی
نظرتون در رابطه با این وب چیه؟







پیوندهای روزانه
از دیدگاه اسلام، هر یک از زن و شوهر در برابر یکدیگر از حقوق متقابل و ویژه‌ای برخوردارند و تکالیفی دارند که از آن جمله حسن معاشرت می‌باشد و این تکلیف با صراحت کامل در آیه 19سوره نساء اینچنین بیان شده است:
عاشروهن بالمعروف «با زنان به شایستگی رفتار کنید».
ا ایجاد عقد نکاح صحیح با کلیه شرایط معتبر شرعی و قانونی بین زن و مرد، حقوق و وظایفی بین زن و شوهر ایجاد می‌شود که رعایت آن در ثبات و استحکام نظام خانواده تأثیر اساسی دارد که از آن به «آثار نکاح» یاد می‌کنند. بخشی از این حقوق و تکالیف مربوط به امور مالی و بخشی دیگر به امور غیر مالی و حمایتهای امنیتی و حیثیتی مربوط می‌شود.
در حقوق اسلامی راجع به تقسیم وظایف زوجین تفاوتهایی دیده می‌شود که نه تنها خاستگاه تبعیض ندارد، بلکه در نظام قانونگذاری کاملاً مستند بر مبانی خاص است و قابلیت تامل و توجیه عقلایی دارد و دقت و تیزبینی تام شریعت را بر پایه حکمت و عدالت و رأفت و رحمت در گستره حقوق خانواده روشن می‌سازد و خود بیانگر وجود تناسب بین عالم شریعت و طبیعت و فطرت است. در این نظام، ضرورت ریاست بر اساس اجرای احسان و عدالت و معاشرت بر اساس معروف بدور از هر گونه تعدی و تفریط، ضرر و بغی، خشونت و تحکم قابل توجیه و حمایت است و این اندیشه چون معطوف بر نیازهای عاطفی و روانی انسان است، فقط در قالب استیفای حقوق صرف خلاصه نمی‌شود. مقاله حاضر بر آن است تاحقوق غیر مالی زن را درخانواده از منظر تفکر اسلامی مورد ارزیابی قرار دهد، تا ضمن بیان خاستگاه قوانین، جایگاه امنیت روانی و حیثیت انسانی زنان را در خانواده مبرهن سازد.


کلمات کلیدی :

معروف، حسن معاشرت، عدالت،‌ نفی خشونت، تشاور، مودت و رحمت

ارزش خانواده بیش از هر چیز بر پایه مودت و دوستی بین اعضای آن، بخصوص زن و شوهر استوار است و اگر این جریان بر اساس دوستی و تفاهم و بر کنار از خودخواهی‌ها ادامه یابد، به آرامش و سکون در کنار یکدیگر و در نهایت به کمال انسانی مورد نظر خواهد رسید. در میان مکاتب حقوقی، دین مبین اسلام، نظام معاشرتی ویژه‌ای در روابط مردان و زنان در دو حوزه اجتماع و نهاد خانواده تشریع کرده است که از سویی بر مبانی انسان شناختی قرآن و اسلام استوار است و از دیگر سو، ناظر به اهداف و چشم‌اندازهایی است که اسلام برای اصیل‌ترین و بنیادی‌ترین نهاد اجتماعی یعنی خانواده ترسیم می‌کند. از همین رو تعبیر «لتسکنوا الیها» در آیه 21 سوره روم اشاره به این واقعیت دارد که آرامش، مقام و موقعیتی است که انسان در پهنه هستی باید بدان دست یابد و از دیدگاه قرآن وظیفه خانواده زمینه‌سازی برای همین هدف است، چه برای زن و شوهر و چه برای فرزندان. زیرا الفت زن و شوهر و تعامل آن دو با نیروی عشق و محبت و در مسیر کمال، سنگ بنای شخصیت روحی و روانی فرزندان را می‌نهد که اگر سالم باشد رحمت به بار می‌آورد. بر اساس این اندیشه خاستگاه انسانهای دغدغه‌مند از نگاه قرآن این است که می‌گویند:«… ربنا هب لنا من ازواجنا و ذریاتنا قره اعین و اجعلنا للمتقین اماما» (فرقان، 74) «خدایا ما را از جانب همسران و فرزندانمان نور چشمی بخش و ما را رهبر پرهیزگاران گردان». در واقع این آیه بر اهمیت خانواده و پیشاهنگی آن در تشکیل جامعه نمونه انسانی اشاره دارد، چنانکه پیوندهای سالم و درخشان را آرمان پرهیزکاران معرفی می‌کند. به رغم دلالت‌های روشن قرآن راجع به جایگاه حقوق غیر مالی زن، متأسفانه در برخی جوامع اسلامی، زن در خانواده یا در جامعه مورد ستم قرار دارد و گاهی از جهت برخورداری از امنیت و حیثیت در جایگاه متعادل خود نیست. البته این بدان معنا نیست که زن درکشورهای اروپایی از وضع بهتری برخوردار و از موقعیت شایسته انسانی بهر‌ه‌مند است، بلکه در آنجا نیز زن مورد ستم است اما به شکلی دیگر.واقعیت این است که زن در طول تاریخ نه از سوی دشمنان، بدخواهان و مهاجمان شرق و غرب، بلکه گاه از سوی نزدیکترین عضو خانواده خود مورد بی‌مهری قرار گرفته و بدلیل موقعیتهای اجتماعی، خانوادگی، فرهنگی، شرایط و امکانات و گاه عدم اطلاع از حقوق خود ناگزیر بی‌مهری‌ها را بر جان هموار ساخته است.
 
قرآن و گوهر انسان بدور از جنسیت
قرآن آنگاه که از گوهر انسان و حقیقت و رسالت او بدور از جنسیت مادی سخن به میان می‌آورد، می‌فرماید: «و لقد کرمنا بنی آدم…» (اسراء، 70) از مقام انسان و برتری او بر بسیاری از آفریده‌ها سخن می‌گوید و آنگاه که از روح خود در او دمید «نفخ فیه من روحه» (سجده، 9) و اگر به خاطر آفرینش انسان به خود تبریک می‌گوید و آن را در فرهنگ دیانت، برای همیشه به ثبت می‌رساند که «فتبارک الله احسن الخالقین» (مومنون، 14) در همه این موارد ازحقیقت والای انسانی سخن می‌گوید که تفاوت و تمایزی در حقیقت و ماهیت زن و مرد نیست. آنگاه می‌فرماید: «ان اکرمکم عندالله اتقیکم» (حجرات، 13) و یا می‌فرماید: «و من عمل صالحاً من ذکر او انثی و هو مومن فاولئک یدخلون الجنه یرزقون فیها بغیر حساب» (مومن،40) اشاره دارد به اینکه پاداش اخروی و مقام قرب الهی به جنسیت مربوط نیست، بلکه به ایمان و عمل صالح مرتبط است خواه مؤمن عامل ، مرد باشد، خواه زن.
بر این اساس، دیدگاه قرآن کریم به جایگاه حقیقی زنان همان نگاه حقیقت‌گرای او به انسان و جایگاه رفیع و مسؤولیت آفرین اوست اما تفاوتهای حقوقی برخاسته از طبیعت جنسیتی است که در عالم تکوین بعضی از وظایف به عهده زن و بعضی بر عهده مرد است و بواسطه این تفاوتهای تکوینی تفاوت‌های حقوقی به وجود آمده است؛ لیکن لازمه تفاوت، تبعیض و بی‌عدالتی نیست وقوانین اسلامی کاملااین قضیه را به اثبات می‌رساند که بسیاری

از تفاوتها بواسطه حمایتهای مالی، امنیتی و حیثیتی از زن مسلمان است.

 
عدالت در نظام تکوین و تشریع
انکار نمی‌توان کرد که در مظاهر هستی از جمله وجود و زندگی انسان تفاوتهایی مشهود، طبیعی و جبری وجود دارد. ولی همواره تأکید شده است که تفاوتهای صوری و تقدم و تأخرهای طبیعی، هرگز نشانگر منزلت و محبوبیت، و تعیین کننده میزان آن نزد خداوند نیست، بلکه منزلت‌ها و محبوبیتهای اکتسابی، همواره در پرتو انتخابهای آگاهانه و اختیاری انسان به دست می‌آید. وجود این تفاوتهای طبیعی هر چند ناگزیر به بخشی از توانمندی‌ها و امتیازهای ظاهری کشیده می‌شود، اما خداوند از طریق عوامل تکوینی (مانند محبت‌ها، جاذبه‌ها، الفت‌ها) و عوامل تشریعی (مانند احکامی که انسانها را به عدل و انصاف و مهرورزی و پرهیز از ستم‌ فرا‌ خوانده است) به تعدیل این تفاوتها و برقرار ساختن عدالت پرداخته است.
اصول تکوینی خداوند در زندگی انسان که بشر را به عدل و درستی و محبت و عقلانیت و ملاطفت و انصاف فرا می‌خواند، فطرت و سرشت آدمی است که انسان، اهل انس، الفت، ادراک، محبت و معرفت آفریده شده است.
اصول تشریعی خداوند، در آیات بسیاری از قرآن مشهود است که به مناسبت‌های مختلف در آنها هر گونه ظلم به انسانها از ساحت قدس الهی دور شمرده شده است:
«و ما الله یرید ظلماً للعباد» (غافر، 31) «و خدا هیچ ظلمی برای بندگان نمی‌خواهد.»
ان الله لا یظلم الناس شیئاً و لکن الناس انفسهم یظلمون (یونس، 44) «خدا به مردم هیچ ستمی نمی‌کند، اما این مردم هستند که بر خود ستم می‌کنند.»
این آیات و دهها آیه دیگر نشان دهنده آن است که خداوند خود از هر گونه ظلمی مبراست و از انسانها می‌خواهد که ظلم را زشت شمرده ستم نکنند و ظلم نپذیرند. این از امتیازات اندیشه دینی امامیه است که عدل الهی را دومین اصل از اصول اعتقادی خوددانسته و از

میان همه صفات الهی پس از اقرار به یگانگی خداوند، این صفت را محوری‌ترین و ریشه‌ای‌ترین صفات خداوند شمرده و بر آن تأکید ورزیده است.اکنون چگونه می‌توان عدل الهی را در نظام تکوین و احکام و قوانین شریعت معقتد بود و پذیرفت، ولی عملاً در برابر زنان و احکام آنان و حقوق ایشان در جامعه دینی بی‌تفاوت بود و هر گونه برداشت و تحلیل از آیات و روایات را بدون سنجش با ملاک عدل و رحمت الهی و اسلامی پذیرفت و مسلم شمرد.اعتقاد به اصل عدالت و رحمت الهی همواره اقتضا دارد که اهل دیانت و تقوا بر حجاب، عفاف و پاکدامنی زنان تأکید داشته به پاسداری از حریم خانواده همت ورزند، بر رعایت عدل و انصاف در قبال زنان و رعایت حقوق انسانی و اجتماعی آنها با تمسک به پیامبر رحمت و امامان معصوم که سراسر زندگی آنان حکایت از لطف به انسانها (بویژه کسانی که در معرض ستم قرار داشته‌اند) اصرار ورزند و قبل از ملل غرب برابر معیارهای دینی و قرآنی با تأسیس سازمانهای دفاع از حقوق زنان به احیای حقوق همه انسانها از جمله زنان اهمیت داده سازمانهای اجتماعی را در آن جهت پی‌ریزی کنند. البته این بدان معنا نیست که آنچه در غرب تحت عنوان دفاع از حقوق زن عنوان می‌شود، یکسره انسانی و مورد قبول اسلام و مطابق با مصالح خانواده و زنان است، بلکه آنچه آنها تدبیر کرده‌اند، بر اساس فهم و نیاز و فرهنگ خود آنان است.

 
جایگاه حسن معاشرت در روابط خانواده
همانطور که قبلاً اشاره شد از دیدگاه اسلام، هر یک از زن و شوهر در برابر یکدیگر از حقوق متقابل و ویژه‌ای برخوردارند و تکالیفی دارند که از آن جمله حسن معاشرت می‌باشد و این تکلیف با صراحت کامل در آیه 19سوره نساء اینچنین بیان شده است:
عاشروهن بالمعروف «با زنان به شایستگی رفتار کنید».
امر به این موضوع خاستگاه اصولی دارد و اصل «مودت و رحمت» و «تشاور و تراضی» و سایر اصول از این قبیل، مبانی این حکم می‌باشد. لازمه فهم صحیح این اصول رفتاری قرآنی که در واقع یک نظام اخلاقی را در خود جا داده است تأمل در چند نکته است:
الف : انسان از ماده «انس» قوام زندگی اجتماعیش بر اساس روابط با دیگران و شیوه‌های انس‌گیری است؛ چنانکه برای تحقق بخشیدن به تکامل خویش به ارتباط با دیگران نیازمند است. حال کیفیت این تعامل چگونه است؟ معاشرت چیست و معروف کدامست؟ که برای تبیین مطلب «الف» توجیه مورد «ب» لازم است.
ب : معاشرت از باب مفاعله و از مفاهیم اجتماعی دو سویه می‌باشد لذا این آیه تعیین کننده رفتار متقابل زن و شوهر است و مردان و زنان از این زاویه که هر دو باید طبق معروف رفتار کنند همسان و برابرند.
همانطور که صاحب تفسیر المنار، در این باره می‌گوید:
«در مفهوم معاشرت، مشارکت و برابری نهفته است؛‌ یعنی مردان با زنان بر اساس متعارف رفتار کنند و زنان نیز می‌باید با مردان بر پایه معروف معاشرت داشته باشند (رشید رضا، بی‌تا، ج 4، ص 456)
واژه معروف که مکرراً در قرآن آمده است و 19 مورد آن به موضوع معاشرت مردان با زنان در محیط خانواده پرداخته، معنایی ژرف‌تر و گسترده‌تر از قانونمندی و عدل‌گرایی دارد و چنانکه شامل حق قانونی و عادلانه می‌شود، کارهای ارزشی، اخلاقی و انسانی را نیز در بر می‌گیرد؛ یعنی رفتاری افزون بر حق و عدل که نوعی نیکوکاری و شایسته‌ ارزشهای متعالی انسانی است. به تعبیر دیگر از تکلیف‌های واجب گامی فراتر نهادن و به مستحبات نیز عمل کردن است.

معروف در نگاه مفسران
علامه طباطبایی در تعریف معروف می‌فرماید: «معروف همان چیزی است که متضمن هدایت عقل، حکم شرع، فضلیت، محاسن خلق نیکو، سنت‌های حسنه و آداب است (‌طباطبایی، 1363، ج 2، ص 228).

مرحوم طبرسی در توضیح آیه «عاشروهن بالمعروف» می‌نویسد:«مقصود همزیستی مطابق با فرمان خداوند است که ادای حقوق زن باشد، مانند حق بهره‌وری جنسی،‌ پرداخت نفقه و سخن زیبا؛ ‌معروف آن است که آزار جسمی و گفتاری به زن روا ندارد و در رویارویی با او گشاده رو باشد… (الطریحی،‌ ج 3،‌ص 25).ملاحظه می‌شود که اضافه بر حق و عدل، رفتار و گفتار نیک، گشاده‌رویی و رعایت معیارهای اخلاقی و ارزشی نیز در حوزه مفهوم «معروف» لحاظ شده است. توجه به این نکته نیز اهمیت دارد که تعبیر «معروف» و آیات آن به شیوه و سبکی است که قانون عام و کلی را می‌رساند و با هیچ تخصیص و تقییدی سازگاری ندارد. حال این سؤال پیش‌ می‌آید که ملاک و معیار در حسن معاشرت چیست؟ آنچه از سخنان بزرگان دین بر می‌آید، ملاک و معیار در حسن معاشرت،‌ عرف و عادات، آداب و رسوم جامعه و شؤون زن می‌باشد. البته منظور از آداب و رسوم، سنتها و ارزشهایی است که از مسیر فطرت و عقل سلیم انسانی منحرف نشده و با سعادت، اهداف و انگیزه‌های تشکیل خانواده تناقض نداشته باشد. نهایتاً‌ باید گفت هر رفتاری که در محدوده معروف جا گیرد،‌ بایسته و هر گونه رفتاری که از این دایره بیرون افتد و موجب هتک حرمت و عدم احترام محسوب شود، ناپسند است. قرآن چه زیبا می‌فرماید که در نظام همسرداری لازم است رعایت «هن لباس لکم و انتم لباس لهن»‌ (بقره، 187) بر اساس حفظ احترام متقابل و توجه به کرامت انسانی از سوی زوجین صورت گیرد. در واقع اسلام پایه اصلی خانواده را بر عواطف و وحدت ریخته است که عملاً زن و مرد از مرزهای خود به نفع دیگری می‌گذرند.

 
معاشرت به معروف در قانون
با کنکاشی در قانون متوجه می‌شویم که تعیین نوع تکالیف مربوط به زوجین از چشم قانونگذار دور نمانده و این امر را در قانون مدنی (مواد 1119-1102)‌ بطور مشروح بیان می‌دارد تا در صورت تخلف هر یک از زوجین از وظیفه خود بر اساس قانون با او برخورد شود.
از آن جمله است قانون حسن معاشرت. تکلیف مربوط به حسن معاشرت جنبه اخلاقی دارد، اما در قانون مدنی سوء معاشرت هر یک از زوجین تبعاتی دارد که قانون به آن اهتمام ورزیده است از آن جمله ماده 1103 ق.م که زن و شوهر را مکلف به حسن معاشرت می‌داند و ماده 1108 که می‌گوید اثر سوء معاشرت زن، بی‌بهره ماندن او از نفقه است و قانون 1111 که مربوط به سوء معاشرت مرد است. قانون در صورت استنکاف مرد از دادن نفقه و دیگر موارد، تدابیر لازم را اندیشیده است. پس شیوه قانونگذاری بر خانواده بعنوان پایگاهی برای رشد عواطف انسانی و ارضاء نیازهای فطری و تکامل مراحل عقلانی که متأثر از همین امور است کاملاً متمایز از سایر سیستمهای حقوقی است که در قالب آیین‌نامه‌های اداری صرف قابل تحقق و توجیه باشد.
از آن جمله است قانون حسن معاشرت. تکلیف مربوط به حسن معاشرت جنبه اخلاقی دارد، اما در قانون مدنی سوء معاشرت هر یک از زوجین تبعاتی دارد که قانون به آن اهتمام ورزیده است از آن جمله ماده 1103 ق.م که زن و شوهر را مکلف به حسن معاشرت می‌داند و ماده 1108 که می‌گوید اثر سوء معاشرت زن، بی‌بهره ماندن او از نفقه است و قانون 1111 که مربوط به سوء معاشرت مرد است. قانون در صورت استنکاف مرد از دادن نفقه و دیگر موارد، تدابیر لازم را اندیشیده است. پس شیوه قانونگذاری بر خانواده بعنوان پایگاهی برای رشد عواطف انسانی و ارضاء نیازهای فطری و تکامل مراحل عقلانی که متأثر از همین امور است کاملاً متمایز از سایر سیستمهای حقوقی است که در قالب آیین‌نامه‌های اداری صرف قابل تحقق و توجیه باشد.

تقدم مصالح خانواده بر مصالح فردی
یکی از اصول و مبانی حقوق خانواده در اسلام اصل گذشت و اغماض در مواردی است که مصلحت عمده‌تری چون حفظ کیان خانواده مطرح است. بالاترین حد سازش و گذشت پس از پیوند ازدواج این فرموده قرآن است: فان کرهتموهن فعسی ان تکرهوا شیئاً و یجعل الله فیه خیراً کثیرا (نساء، 19). اگر بدلایلی از همسران و زنان خود رضایت کامل ندارید، ولی بخاطر مصالح خانواده و ارج گذاشتن به این پیوند، در حفظ این بنا می‌کوشید و کانون گرم خانواده را ویران نمی‌کنید و شیوه سازش و معاشرت احسن را رعایت می‌کنید، خداوند به جبران این عمل، خیر و برکات فراوان نصیب شما می‌گرداند که از آن جمله اعطای فرزندان صالح و شایسته و برکات دیگر می‌باشد.
این فرهنگ قرآنی، خطاب به کسانی است که با عدم توافق اخلاقی،‌ عاطفی یا مسائل دیگری که با همسرانشان دارند، روی به طلاق می‌آورند و در راه سازش شکیبا نیستند و گسستگی را بر پیوستگی ترجیح می‌دهند. قرآن پیوند ازدواج را «میثاق غلیظ» می‌نامد (نساء،21) یعنی معاهده و عقدی محکم و استوار. لذا طرفین این پیمان در حفظ،‌ قوام و استحکام آن باید رعایت تمامی اصول ارزشمند زندگی را بنمایند که عمده‌ترین آن حسن

معاشرت است. امروزه بی‌توجهی به ارزشهای اخلاقی و مصالح خانوادگی و نادیده‌ گرفتن نیازهای عاطفی و توجه خاص به ابعاد مادی زندگی زمینه‌ساز نابسامانیهای خانواده و تصمیم‌گیری‌های ناپخته و عجولانه درباره طلاق و جدایی می‌شود. عدم توجه به عوارض سوء ناشی از جدایی از جمله بی‌سر و سامانی و سرگشتگی افراد خانواده بعد از طلاق عواملی هستند که خانواده را به پرتگاه سقوط می‌کشاند.آموزش رموز رفتاری در خانواده، برقراری ارتباط حسنه و ایجاد تفاهم در مقاطع خاص برای جوان در آستانه ازدواج ضروری می‌باشد. همچنین در جهت ابقا و احیای ارزشهای الهی در خانواده قوام بخشیدن به سنتهای حسنه مذهبی و ملی در کنار رشد و توسعه صنعتی یکی دیگر از تعلیماتی است که جوان امروز باید ببیند.

 
قرآن و حسن معاشرت
در قرآن این توصیه گاهی بصورت اجمالی بیان می‌شود مانند آیه 228 سوره بقره که می‌فرماید: و لهن مثل الذی علیهن بالمعروف «زنان را بر شوهران حقوق مشروعی است چنانچه شوهران را بر زنان»، و گاه بصورت تفصیلی بیان می‌گردد مانند: الطلاق مرتان فامساک بمعروف او تسریح باحسان… (بقره، 229) «طلاق رجعی دو بار است پس از آن یا (باید زن را) به خوبی نگاه داشت یا به شایستگی رها کرد». در آیه دیگر می‌فرماید: و أتمروا بینکم بالمعروف (طلاق، 6) «مشورت و سازش را بر پایه رفتار شایسته و نیکو مراعات کنید.» در سوره طلاق وقتی درباره قوانین زمان عده سخن به میان می‌آورد می‌فرماید: و اتقوا الله ربکم لا تخرجوهن من بیوتهن و لا یخرجن الا ان یأتین بفاحشه مبینه و تلک حدود الله و من یتعد حدود الله فقد ظلم نفسه لا تدری لعل الله یحدث بعد ذلک امراً (طلاق،1) «شما مردان در رفتار خانوادگی تقوای الهی پیشه سازید و هرگز همسرانتان را در ایام عده از خانه‌هایشان بیرون مکنید و خود ایشان هم بیرون نروند؛ مگر آنکه مرتکب فحشا شوند. این امور از حدود الهی است که باید مورد توجه قرار گیرد و کسی که در احکام و حدود تعدی کند، ابتدا به خود ظلم کرده است.» سپس در تأکید بر قوام خانواده و اهمیت عدم انحلال آن می‌فرماید

«لا تدری لعل الله یحدث بعد ذلک امرا» که این مطلب بطور کنایی اهمیت آشتی زوجین و مطلوبیت آن را از منظر شارع بیان می‌کند. از موارد دیگر حسن معاشرت سکنا دادن زن است به گونه‌ای که موجب اذیت و آزار او نگردد و با حیثیت و شأنیت او منافات نداشته باشد. لذا در همان سوره طلاق می‌فرماید: و اسکنوهن من حیث سکنتم من وجدکم و لا تضاروهن لتضیقوا علیهن (طلاق، 6) «آنها را در همان منزل خویش که خود سکنا دارید، سکنی دهید و به ایشان آزار و زیان نرسانید تا آنها را در مضیقه و رنج قرار دهید.»آنچه از آیات یاد شده به دست می‌آید، ‌آن است که رعایت تقوی و حسن رفتار در خانواده موجب گشایش و توسعه زندگی است. 

 
روایات و حسن معاشرت
همانطور که ملاحظه می‌شود حتی در آیات مربوط به طلاق و بعد از طلاق هم به خوشرفتاری با زن و رعایت اصل معروف و عدم ستمگری سفارش شده است. روایات مربوط به حسن معاشرت نیز، چگونگی رفتار با زوجه را بیان می‌دارد که ما به چند نمونه آن بسنده می‌کنیم:
1- امیر المؤمنین در وصیت خود به محمد بن حنفیه می‌نویسد: «با بانوی خود خوش صحبت باش، چه در گفتار و چه در کردار، همراه خوبی باش تا عیش تو خالص شود» (حر عاملی، 1403، ج 8، ص 505).
2- پیامبر فرمود : «سفارش مرا درباره زنان خود پاس بدارید تا از سختی حسابرسی رهایی یابید. هر که سفارش مرا پاس ندارد چه سخت است وضع او در پیشگاه خداوند.» (مجلسی، 1403، ج 100، ص 249).
3- امام صادق فرمود: «هر چه ایمان بنده افزون شود محبت او به زنان فزونی می‌یابد» (حر عاملی، 1403 هـ ، ج 14، ص 11). البته منظور از محبت در اینگونه احادیث،‌ خوش‌رفتاری و پاسداشت کرامت زن در حد والای انسانی می‌باشد و هرگز نظر به جانب شهوت ندارد.
4- همچنین پیامبر فرمود:‌ «بهترین مردم در دین باوری کسانی هستند که با همسرانشان بهتر (و انسانی‌تر) رفتار کنند و من از همه شما به خانواده‌ام مهربانترم (همو، ج 8، ص 507).
در هر حال پیامبر و بزرگان امت که همواره به پیروی از ایشان دستور داده شده‌ایم، چنین بوده‌اند و هر که این الگو را واگذارد، پیرو پیامبر اسلام و ائمه اطهار نخواهد بود. چنانکه خداوند می‌فرماید:
لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه لمن کان یرجوالله و الیوم الاخر و ذکر الله کثیراً (احزاب،21) «پیامبر الگویی نیکو برای شما بود؛ برای آن کس که امید به خدا و روز واپسین دارد و خدا را بسیار یاد می‌کند.» از توجه مستقیم و اولیه خطاب حسن معاشرت به مردان و استفاده ضمنی تکلیف زنان به حسن معاشرت می‌توان به این نکته رسید که سزاوارست مردان در رعایت معاشرت به معروف و صفا و صمیمیت و دوستی با همسر خویش پیشگام باشند؛ همچنانکه آیات و روایات متعددی که در رفتار با زن رسیده، مؤید این مطلب می‌باشد.

جایگاه حمایت از حقوق غیر مالی در اصول حاکم بر خانواده
یکی از عمده‌ترین شاخصه‌های کار‌آمدی یک نظام حقوقی، مبانی و اصولی است که اندیشه‌های حقوقی آن نظام بر آن استوار گشته است. اصول حاکم بر خانواده در نظام قانونگذاری اسلام نیز مبین حمایتهای اصولی از حیثیت مالی و شخصیت زن است که به برخی از آنان در آیات قرآن کریم، اشاره می‌کنیم:
 
الف – اصل سکونت و آرامش
که در آیه «لتسکنوا الیها» (روم،2) زوجیت و کانون گرم خانواده را منشأ و مولد این سکونت معرفی می‌نماید که در سایه صداقت، صفا و گذشت، هر یک از زوجین زمینه‌ساز طمأنینه و آرامش دیگری می‌گردد.
 
ب – اصل مودت و رحمت
که در آیه
«و جعل بینکم موده و رحمه» که رشد عاطفی و عقلانی و نیز پایه‌های تکامل شخصیت اجتماعی از همین جا آغاز می‌گردد. زن و شوهر با تعامل دوستانه و همکاری در جهت تعالی و تکامل دو سویه با وجود تفاوتهای طبیعی و

ذاتی، رحمت و مهربانی را برای خانواده و دیگران به بار می‌آورند که زمینه‌ای مناسب برای ارتباط مسؤولانه و ماندگار است و این چیزی است که نوگامانی که در آغاز راهند، از آن الگو می‌گیرند و در روابط آینده‌شان با جامعه بدان می‌نگرند.

 
ج – اصل صلح و آشتی
 
«و الصلح خیر و احضرت الانفس الشح» (نساء،128) در این آیه به صراحت می‌فرماید مصلحت خانواده بر تنگ نظری‌ها و بخل‌ورزی و خود محوری اولویت دارد و آشتی و دوستی و صفا در خانواده بهتر است.
 
د – اصل تفضل و گذشت
که قرآن در این باره می‌فرماید: «و ان تعفوا اقرب للتقوی و لا تنسوا الفضل بینکم» (بقره،237). گذشت و بزرگ‌منشی و اغماض دریچه برکات است که رعایت آن نه تنها متضمن مصالح خانواده است، بلکه حمایتی است برای رعایت حقوق غیر مالی طرفین در قبال یکدیگر.لا تضاروهن لتضیقوا علیهن (طلاق،5) «هرگز بر همسرانتان ضرر وارد نسازید و آنان را در ضیق و فشار قرار ندهید.»

جانبداری برتر از حقوق
با نگرش به تعالیم اسلامی در می‌یابیم که از زنان جانبداریهایی گسترده و اصولی شده است که بسیار متعالی‌تر از حق قانونی آنان است. در اینجا به چند نمونه اشاره می‌شود.
در قرآن وقتی از پدر و مادر سخن به میان می‌آید، بر حقوق مادر تأکید بیشتری می‌شود و زحمات او را اینچنین بیان می‌فرماید: و وصینا الانسان بوالدیه احساناً حملته امه کرها و وضعته کرها و حمله و فصاله ثلاثون شهراً‌حتی اذا بلغ اشده (احقاف،15) «ما انسان را به احسان در حق پدر و مادر سفارش کردیم (یاد کند که) مادر (نه ماه چگونه) با رنج و زحمت بار حمل کشید و با درد و رنج وضع حمل نمود و سی ماه تمام مدت حمل و شیرخواری بود(که تحمل رنج فراوان کرد) تا وقتی که طفل به حد رشد رسید…» همچنین در سوره لقمان پس از توصیه به رعایت حقوق والدین، درباره اهتمام در ارج نهادن و حرمت‌گذاری به مادر می‌فرماید: و وصینا الانسان بوالدیه حملته امه و هنا علی وهن و

 ان اشکرلی و لوالدیک الی المصیر (لقمان،14) «ما به انسان سفارش کردیم که در حق پدر و مادر نیکی کن. بخصوص به مادر که چون بار حمل فرزند برداشته تا مدت دو سال که طفل را از شیر باز گرفته هر روز بر رنج و ناتوانیش بیفزوده بسیار نیکی و سپاسگزاری کن. نخست شکر من که خالق و منعمم و آنگاه شکر پدر و مادر بجای آور که بازگشت خلق بسوی من (و پاداش و نیک و بد خلق با من) خواهد بود.»در آیه‌ای دیگر خطاب به مردان در خصوص دفاع از حقوق مالی (مهریه) می‌فرماید حیثیت زن را برای تأمین اهداف خود هرگز مورد تعرض قرار ندهید: فلا تأخذوا منه شیئاً أتأخذونه بهتاناً و اثماً مبیناً» (نساء،19) «پس از استیفای مهر نباید چیزی از آن را باز ستانید و برای این مقصود او را به گناه و تهمت محکوم ‌نمایید. این عمل سراسر زشتی و گناه آشکار است.»در جایی دیگر از پیامبر نقل است که:‌هنگام ادای نماز نافله اگر پدرت تو صدا زد نماز را بر هم نزن اما اگر مادرت تو را صدا زد، آن را بر هم بزن (نوری، 1411 هـ ، ج 15، ص 181).و یا سخن معروف ایشان که «بهشت زیر پای مادران است» (همو، ص 180).در حدیث دیگری از پیامبر نقل شده که فرمودند: «آنکه به بازار رود و ارمغانی بخرد و به خانه ببرد، در تقسیم از دختران آغاز کند» (حر عاملی، 1403 هـ ، ج 21، ص 514).در اسلام به مساوات در همه زمینه‌های زندگی بخصوص در مورد فرزندان تاکید شده است، ولی در این کلام نبوی با نادیده گرفتن این اصل از دختران جانبداری بیشتری شده است و برخورد عاطفی با دختران و شفقت و مهربانی با آنان مورد لحاظ قرار گرفته است.امام رضا می‌فرماید: خداوند به زنان مهربانتر از مردان است و هر کس زنی از خویشاوندان خود را شادمان کند، بی‌گمان خداوند در روز رستخیز او را شاد سازد(همو، ج 21، ص 367).این سخنان همگی روشنگر منزلت والای مادری و زن بودن است و همگی نشانگر آن است که حمایت از زن در اسلام بیش از حقوق وی می‌باشد. این ملاکها و معیارها با این همه ظرافت و عظمت و اصالت، در هیچ مکتبی برای زن ارائه نشده است.

 




[ پنجشنبه 15 دی 1390 ] [ 11:33 ب.ظ ] [ جواد آذرپیوند ]
نظرات
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

در این وبلاگ سعی شده جوانب و چهارچوب‌های زندگی مطلوب و ایده آل بررسی شود.
با نظرات سازنده خود، راه رسیدن به هدف را آسان تر كنید.
آرشیو مطالب
موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :



تبادل لینک

خرید بک لینک